X
تبلیغات
زمانه (پیش از ظهور) - دنياي پس از مرگ

دنياي پس از مرگ

صفحه جدید

بسمه تعالي

دنياي پس از مرگ

دنياي پر از رمز وراز ودست نيافتني كه هميشه فكر بشر را به خود مشغول داشته وبعضي حتي منكر ان شده اند وبعضي به طعن مي گويند چه كسي از ان عالم بر گشته است ؟

گروهايي ازمسلمين هم گمان ميكنند كه وقتي مردند ازبين ميروند ودوباره در قيامت زنده مي شوند( اهل سنت وهابي).وبه همين دليل هم بامساله توسل مشكل دارند.

اما خوشبختانه ايات و ر وايات انچه را دست نيافتني بوده در اختيار قرار داده و ‘اگرچه تحقيقات علمي هم تا حدود اندكي توانسته اند به نتايجي برسد.

 به اشاره قران:

ويسئلونك عن الّروح قل ما اوتيتم من العلم الا قليلا.

 

پروفسور آ.ريموند مودي در كتاب زندگي پس از مرگ پژوهش هاي خود را اورده است كه متر جم در ابتداي كتاب مي نويسد:.منتخبي حيرت اور كه حاوي تجربيات واقعي افرادي است كه از لحاظ كلينيكي مرده محسوب شده اند....

براي نمونه زني گفته است:به دليل حساسيت دارويي قلب من از كار افتادوهمه گفنتد كه من مرده ام اما من صدا ي انها را ميشنيدم.

مردي پس ازباز گشت مي گويد:احساس مي كردم در فضايي تاريك شناور هستم.روز بسيار سردي بود اما من احساس گر ما وراحتي مي كردم.

وفرد ديگري گفته است كه: يك صداي زنگ دار شنيدم وبعددر يك مكان تاريك طولاني به حركت در امدم مانند يك گنداب يا چيزي شبيه به ان.

وفرد ديگري گفته است كه: بجز راهي كه در مقابل من قرار داشت من نوري را در مقابلم مي ديدم نوري بسيار بسيار درخشان .

موارد ياد شده تنها در مرحله اي است كه انسانها از مرگ رهايي يافته و

توانسته اند ما وقع را بيان كنند.اما در مراحل بعدعلم ارتباط با ارواح توانسته است چيز هايي را بيان كند.

و درواقع بيان حقايق ان عالم كه عالم برزخ نام دارد در روايات اسلامي امده است.

برزخ

اصل يكصد و هفتم (از منشور اماميه)

مرگ پايان زندگى نيست ، بلكه انتقال از سرايى به سراى ديگر است ; سرايى جاودانه كه همان قيامت و جهانى باقى مى باشد . ضمناً بين دنيا و قيامت ، سراى ديگرى وجود دارد كه « برزخ » ناميده مى شود و انسان پس از مرگ مدتى را در آن به سر مى برد . حقيقت زندگى برزخى ، براى ما روشن نيست و اطلاع ما از آن ، در همان حدّى است كه قرآن و روايات به گونه اى ما را به آن ارشاد

مى كند . به برخى از رهنمودهاى قرآن در اين زمينه توجه كنيد :

الف ـ آنگاه كه مرگ يك مشرك فرا مى رسد ، مى گويد خدايا مرا بازگردان ، باشد كه وظايفى را كه ترك كرده ام ، به جاى آورم .

در ایه  100سوره مومنون امه است:

وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ

يعنى : ميان آنها و زندگى دنيا ، برزخى است تا روز رستاخيز .

آيه فوق حاكى است كه انسانها پس از مرگ نيز وجود و واقعيتى دارند ولى حائلى مانع از بازگشت آنها به دنياست .

ب ـ درباره شهيدان مى فرمايد :

وَلاَ تَقُولُوا لِمَن يُقْتَلْ فِي سَبِيلِ اللهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِن لاَ تَشْعُرُونَ   154 بقره .

به كسانى كه در راه خدا كشته مى شوند ، مرده نگوييد ; بلكه آنان زنده اند ولى شما درك نمى كنيد .

در آيه ديگر ، آثار حيات را براى شهيدان راه خدا برشمرده و مى فرمايد :

فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِن خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ. 170 ال عمران

آنان به آنچه كه خدا از فضل و كرم خويش به ايشان بخشيده است شادمانند ، و به كسانى كه در پى ايشان بوده ولى هنوز به آنان نپيوسته اند مژده مى دهند كه بيمى بر آنها نيست ، و محزون نيز نمى باشند ( مقصود ، نداشتن بيم از عذاب اخروى و اندوه بر اعمال دنيوى است ) .

ج ـ درباره گنهكاران ، خصوصاً آل فرعون ، گزارش مى دهد كه پيش از فرا رسيدن روز قيامت هر صبح و شام آنها بر آتش عرضه مى شوند ، و در روز رستاخيز نيز گرفتار شديدترين عذاب مى گردند ،

بهشت

در كتاب معاد شناسي علامه حسيني تهراني در «كافي» با إسناد متّصل خود از أبوبصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود:

«ارواح مؤمنان در بهشت در كنار درختي در صورت اجسام بشريّه قرار دارند و بدين صورتها يكديگر را ميشناسند و با يكديگر گفتگو دارند.

چون يك روح تازه بر آنها وارد شود، ميگويند: فعلاً او را از پرسش واگذاريد، چون از مقام هول و ترس عظيمي رهائي يافته است.

و سپس از او ميپرسند: فلان كس چه كرد؟ و فلان كس چه كرد؟ اگر در پاسخ بگويد: او زنده بود، ارواح اميد خير و رحمت و سعادت دربارة او دارند ؛ و اگر بگويد: هلاك شده است، ارواح ميگويند: به پستي و خواري گرائيد، به پستي و خواري گرائيد.»

چون اگر از اهل بهشت بود مسلّماً با آنها بود و چون در ميان آنها نيامده معلوم ميشود در جهنّم رفته است.

در كتاب «كافي» با سند خود از حَفْص بن البُختُري روايت ميكند كه حضرت صادق عليه السّلام فرمودند:

«مؤمن، اهل خود را ميبيند و آنچه را كه موجب محبّت اوست ميبيند، ليكن چيزهائي كه موجب كراهت او ميگردد از نظر او پوشيده ميشود ؛ و كافر نيز اهل خود را ميبيند و آنچه موجب ناراحتي و كراهت اوست مشاهده ميكند، وليكن چيزهائي كه موجب محبّت اوست از نظر او پوشيده ميگردد.

حضرت فرمودند: بعضي از مؤمنان در هر هفته يكبار در روز جمعه به زيارت و ملاقات اهل خود ميرسند، و بعضي ديگر بر حسب مقدار عمل خود ميتوانند آنانرا ملاقات و زيارت كنند.»

و در «كافي» با سند خود از إسحق بن عمّار از حضرت أباالحسن موسي بن جعفر عليهما السّلام روايت ميكند كه:

«إسحق بن عمّار ميگويد: از حضرت أبي الحسنِ الاوّل راجع به ارواحِ درگذشتگان پرسش كردم كه: آيا آنها اهل خود را ملاقات و ديدار ميكنند؟ حضرت فرمودند: بلي.

گفتم: در چه مقدار از زمان ديدار ميكنند؟

حضرت فرمود: در هر جمعه و در هر ماه و در هر سال يكبار ؛ برحسب منزلت و مكانت مؤمن.