رجحان علوم انسانی اسلامی؛
رجحان علوم انسانی اسلامی؛ عقلی یا ایدئولوژیک!
محمدجواد - مهدوی
مدتی است در محافل علمی بحث از اسلامی کردن علوم انسانی است. این مسئله تاکنون بازتابهای مختلفی را در پی داشته است. برخی موافق این امر بوده اند، برخی مخالف، برخی اصلا آنرا نفهمیده اند و برخی به درستی درکش کرده اند. برخی هم تجاهلا قصد تحریف این موضوع را داشته اند. از جمله تحریف هایی که دراین خصوص صورت گرفته این است که می گویند اسلامی کردن علوم انسانی به معنی استخراج کلیه این علوم از آیات و روایات اسلامی است! حال آیا واقعا مراد از اسلامی کردن علوم انسانی همین است؟ اصولا پیش فرض های دینی و مذهبی آیا تاثیری در علوم انسانی اسلامی موعود دارند و اگر دارند این تاثیر چگونه و در چه شاخه هایی از شجره نامه این علوم است؟
واقعیت این است که اختلاف اساسی بین علوم انسانی اسلامی و غربی بسیار پیش تر از آنکه به تمایزات ایدئولوژیک و یا فرهنگی مرتبط باشد معلول تفاوت های معرفت شناختی این دو نظام علمی است. همین چالشهای بنیادین عقلی است که موجب شده تا علوم انسانی اسلامی در نگرش به مقولاتی مانند حقیقت، معرفت، امکان کسب معرفت، نحوه استفاده از عقل جهت کسب معرفت و... اختلافاتی عمیق با آنچه در عوالم علمی غرب غالب است داشته باشد. این شکافهای عمیق معرفت شناختی به خودی خود و فارغ از دیگر تفاوت های مبنایی نظام علمی اسلامی با دیگر نظامها، اختلافاتی عمده را در ابواب مختلف علوم انسانی ایجاد می کنند که در بسیاری از موارد اصلا ربطی به پیش فرض های ارزشی و ایدئولوژیک ندارند.
ادامه