برای امام علی ع

در نماز پگاه رستگاری

 

امام اوست

که ز دنیای آزمندان 

به گرده نانی و یک تن پوش ژنده

قناعت کرد

کسی که با شب و نخلستان و چاه

همدم بود

صدای باد

راز پر آشوب توست

در گوشهای نخلستان

که گیسوان بلند نخلها

همیشه پریشان است

در شگفتم

ز استقامت زمین

که راز تو در سینه دارد و

از حیات و از حرکت

باز نمی ماند

راز تو را اگر

کوه می دانست،

چون کاه جویده فرو می ریخت

و مهر،می پژمرد 

و ماه،می مرد

و آسمان،طوماری می گشت

به هم فرو پیچیده

هنوز دهان خشک زمین-چاه- 

ز حیرت صبر بزرگ تو

بازمانده است

تو در دل شب آیا

کدام مرثیه را خواندی

که شب همیشه سیه پوش است؟!

سکوت،حکایت صبر شگفت توست

و آسمان،اشارتی از بیکرانی تو

برای استقامت تو

کوه هم کنایه ی خوبی نیست

کفشهای پاره ی توآبروی اسلام است

 

 

 تبیان زنجان

ادامه مطلب در

ادامه نوشته

جریمه بد حجابی

 

سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد که مبارزه با بد حجابی شدت بیشتری پیدا خواهد کرد و جریمه نقدی برای خانمهای بد حجاب در نظر گرفته شده است.سردار خاطر نشان کرد که ..گشت هاتف.. نیز مبارزه با رابطه نامشروع دختر و پسرها را زیر نظر خواهد گرفت و هر دختر پسری که توسط این گشت گرفته شود تحویل پزشکی قانونی خواهد شد و اگه رابطه جنسی بین این افراد باشه به صورت عقد دایم در خواهند آمد.....

 

جانشین فرمانده نیروی انتظامی کشور از اجرای طرح برخورد با بدپوششی و مزاحمان نوامیس در تهران و استان‌های گیلان و مازندران خبر داد.

 

سردار رادان گفت: در این طرح تیم‌های موتورسوار راهنمایی و رانندگی و انتظامی تشکیل شده است که در اتوبان‌ها و معابر اقدام به گشت‌زنی می‌کنند و افرادی که چه سرنشین و چه راننده وضعیت پوشش نامناسب داشته باشند برخورد می‌کنند و خودروی این افراد به پارکینگ منتقل خواهد شد و خود افراد بد پوشش به واحدهای انتظامی منتقل می‌شوند.

 

جانشین فرمانده نیروی انتظامی در رابطه با نوع بررخود پلیس با افراد بدپوشش گفت: در مرحله اول برای افراد سابقه انتظامی ایجاد می‌شود و این سابقه به منزله سوء سابقه افراد نخواهد بود و پس از انتقال به واحدهای انتظامی این افراد باید تغییر وضعیت ظاهری بدهند. اما اگر این افراد برای بار دوم دستگیر شوند پس از تشکیل پرونده به مقامات قضایی معرفی خواهند شد که خوشبختانه تجربه نشان داده است مردم ما به ارزش‌ها احترام می‌گذارند و افرادی که برای بار دوم دستگیر می‌شوند تعدادشان بسیار اندک است.

 

وی با اشاره به اینکه افرادی بدپوشش 4 برابر افراد دیگر در معرض مزاحمت قرار می‌گیرند گفت: براساس این طرح پلیس از 25 خرداد در تهران و دو استانهای گیلان و مازندران این طرح را به اجرا می‌گذارد

 

سردار رادان یکی از مواردی که پلیس به شدت با آنها برخورد می‌کند را موضوع مزاحمت نوامیس ذکر کرد و گفت: برخی از مزاحمت‌های نوامیس با اصلاح نوع پوشش برطرف خواهد شد اما افرادی هستند که این اقدام را تفریح می‌دانند و پلیس بشدت با این افراد برخورد کرده و بلافاصله حتی برای یک بار اگر این افراد دستگیر شوند به مقامات قضایی معرفی خواهند شد.

 

وی در خصوص جوسازیی رسانه‌های بیگانه گفت: ما مطمئن هستیم پس از درج این اخبار تا روز بیست و پنجم رسانه‌های بیگانه در این خصوص جوسازی کنند ولی ما لحظه‌ای از وظیفه و مطالبات مردمی عقب نخواهیم نشست.

 سردار رادان در رابطه با موضوع زنان خیابانی گفت: بدپوششی و زنان خیابانی دو موضوع و مقوله جدا است و بدپوششی به مسئله ضد ارزشی برای تخریب ارزش‌های جامعه است اما زنان خیابانی موضوع جدا از بدپوششی است که جمع کردن این افراد کار ساده‌‌ای است اما مکانی باید باشد که این افراد را تحویل بگیرند تا اصلاح شوند و برای آنها اشتغالزایی کنند و برای کشور ما نباید کار سختی باشد که برای این افراد کار ایجاد کنند.

 

جلسه ختم انعام

جلسه ختم انعام

به جلسه  ختم انعام یکی از بستگان دعوت  داشتم  که رفتم.

عده‌اي  از یک هيات  امده بودند  وعده ای از بستگان بانی مجلس ،که اکثرا جلسه دعا  را با جلسه  عروسی ومهمانی اشتباه گرفته بودند.لباسها وارایششان مناسب  جلسه نبود.

باز هم جای شکر ش با قی است که جلسه نذر امام حسن ع نبود والا هم غذاها سبز بودند وهم لباس ها!

سوره انعام خوانده شد.بدون هیچ توضيح  وتفسیری.

ومن نمیدانم که ایا اینگونه خواندن وقرائت بدون درک معنی چقدر ثواب  دارد؟

وپس از اتمام دعاها واذکاری که در اخر کتابهای ختم انعام  هست خوانده شدکه معمولا خیلی با ارزش وبا معنی هستند. وسپس برای حاجات همگی دعا شد.

وبعد هم پذیرایی بود وصحبت های متفرقه .وقلیان که با گیاهان دارویی دود می شد!!

با خودم فکر کردم که حیف است که از این جلسات به خوبی استفاده نمیشود.

گرچه طولاني  بودن سوره امکان صحبت را کم میکند اما میتوان در بعضی ایات توقف کرد ودر باره انها سخن گفت.

 

البته باید توجه کرد که سوره انعام دارای مفاهیم پر شماری مانند موارد ذیل می باشد:

 زیانكاران واقعى و روز دیدار، زندگى این جهان و آن جهان، سنّت‏هاى تغییر ناپذیر خدا،  رستاخیز همه موجودات، راه فطرت به سوى خدا، واكنش جامعه‏هاى پیشین در برابر دعوتهاى پیامبران، پیكار بابرترى جوییها و تبعیضات ظالمانه، آزمون انسانها،  قدرت خداوندو

مراحل گوناگون رشد و كمال، شیوه جالب و درس آموز ابراهیم، شگفتیهاى آفرینش، و

 

شاید مهم ترین ایه این سوره ایه 162 باشد

 

قل ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین

بگو همانا نمازم وعبادتم وزندگیم ومرگم  از ان پروردگار جهانيان است.

 

وبه  توصیه اقای قرائتی اگر روزی را برای یادگیری روخوانی وحفظ قران در نظر گرفتیم باید روز دیگر را برای ترجمه، روز پس از ان را برای تدبر وروز دیگر را برای عمل وتبلیغ قرار دهیم.

 

 

 

 

 

راهنمایی پژوهش وپایان نامه

راهنمایی پژوهش وپایان نامه

 در صورت لزوم سوال خود را در بخش "نظر دهید "درج کنید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

حضرت زینب و

http://zabansara.org/mataleb/art-7149.html

امام سجاد ع

http://www.takbarg.ir/ARTICLE14739.html

امام سجاد وکربلا

http://bashgah.net/fa/content/show/39675

http://www.emamsajjad.com/Portal/Cultcure/Persian/CatagoryID/10291/CaseID/53396/71243.aspx

http://www.majlesekhobregan.ir/fa/publications/mags/is_gv/magazines/026/16.htm

http://www.ido.ir/a.aspx?a=1386111403

http://www.namaye.net/ebooks/ch/ch/7/2.htm

http://www.eteghadat.com/forum/forum-f62/topic-t1422.html

http://www.erfan.ir/farsi/book/book.php?BookID=191&PageID=10#rishe10_1

http://www.fatemiyon.com/1389-08-28-00-10-04/1389-08-30-21-03-36/789-1389-09-28-11-28-02

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=39237

http://hajj.ir/hadjwebui/news/wfShowOpinion.aspx?id=52602

http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamHosein/Moharram/82/Tarikh_Ashoora/pas_az_shahadat.aspx

استاد انصاریان

http://www.erfan.ir/article/article.php?id=150&type=search&search=&cat=5

دانلود کتاب

http://hosseiniya.com/index.php?option=com_content&view=category&id=11&Itemid=44

http://hosseiniya.com/index.php?option=com_content&view=category&id=11&Itemid=44&limitstart=20

کتابخانه مجازی ایران-مرکز دانلود

http://www.rasekhoon.net/forum/threadshow-863-1.aspx

 

ادامه نوشته

بیان مساله

بیان مساله

بطور اساسي در يك تحقيق خوب، مسئله مورد بررسي بايد از كليه جوانب بطور جامع و مانع تعريف ‏شده باشد و اين تعريف بايد شامل نكاتي باشد كه برخي از مهمترين اين نكات عبارتند از: ‏

‏ (1) تجزيه و تحليل مسئله اصلي تحقيق بايد با ذكر مسائل جزئي‌تر كه با مسئله اصلي رابطه نزديك و تنگاتنگ ‏دارند، حتي المقدور روشن و متبلور گردد. ‏

‏ (2) واژه‌هايي كه در تعريف مسئله مورد نظر كاربرد دارد، بايد دقيقاً تعريف و روشن گردد.‏

‏ (6) تحقيقات و موضوعات مورد بررسي كه به نحوي در ارتباط با موضوع مورد عمل است، بايد روشن شده و ‏نتايج بدست آمده از آنها در نظر گرفته شود. ‏

 

*************

- آیا سوالات تحقیق را نیز باید در بیان مساله بنویسیم؟

یکی دو مورد از سوالات مهم تحقیق را می توان در بیان مساله اورد.

 

- آیا لازم است بیان مساله مستند باشد؟ در بیان مساله تمامی گزاره های خبری که حاکی از کمّ و کیف یک واقعه هستند باید مستند به منابع معتبر باشند. مثلا اگر می خواهیم آمار مربوط به میزان هزینه های صرف شده  را نقل کنیم باید آن را مستند به منبع معتبر بنماییم. امّا در مورد گزاره های استدلالی دو حالت وجود دارد. اگر آنها را از کتاب خاصی نقل می کنیم اشاره به منبع ضرورت دارد امّا چنانچه ساخته و پرداخته ذهن خودمان است کافی است که کیفیت استدلال قوی و نحوه بیان آن روشن باشد.

برخی از اصطلاحاتی که ممکن است موجب سردرگمی خواننده بشود بهتر است به اختصار و در پاورقی به ذکر تعریف مختصر (با ذکر منبع) آنها پرداخته شود.

 

راهنمایی پژوهش

در مورد افسردگی زنان

http://www.bi3t.ir/?p=86

http://www.ghasedaknews.ir/ShowNews.aspx?CatId=7&id=1806

http://www.rasekhoon.net/article/show-69182.aspx

http://www.pezeshk.us/?p=14319

http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=16081&cat=8

http://www.irshafa.ir/post-1880.aspx

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=207

http://www.aftabir.com/

در بخش مقالات جستجو کنید

 

http://www.womenrc.ir/index.php

بانک مفالات

 

http://khabaronline.ir/news-132113.aspx

http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=11003

http://www.goonagoon.org/SubjectForPrint.aspx?key=864

http://www.tebyan.net/nutrition_health/spiritual_mentalhealth/depression_mentalproblems/2006/9/24/24503.html

http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=5310

 

 

از بیانات رهبر انقلاب درمورد سلائق مختلف مجلس

از بیانات رهبر انقلاب دردیدار نمایندگان مجلس

در مجلس، سلائق مختلف و جريانهاى مختلف هستند. بنده هيچ اصرار ندارم كه جريانها بيايند همه يكى بشوند؛ نه، اختلاف سليقه، اختلاف فكر، اختلاف مذاق و اختلاف عقيده‌ى سياسى وجود دارد و طبيعى است. اين اختلاف سليقه‌ها در موارد بسيارى مفيد است؛ حالا ممكن است يك جاهائى هم ضررهائى داشته باشد. اصرارى نيست بر اين كه اين خطوط حتماً برداشته شود؛ اصرار اولاً بر آن چيزى است كه قبلاً گفتم: يقه‌ى يكديگر را نگيرند؛ اختلاف سليقه منتهى نشود به كشمكش و دعوا و چالش و دشمن خونى همديگر شدن و فراموش كردن آمريكا. متأسفانه بعضى از جناحهاى ما اينجورى‌اند. وقتى با طرف مقابل مخالف ميشوند، ديگر آمريكا فراموش ميشود، اسرائيل فراموش ميشود، مخالفين انقلاب و دشمنان امام فراموش ميشوند؛ تضاد اصلى، ميشود همينى كه در مقابلش قرار دارد! خب، اين غلط است. پس جناحها با همديگر اينجور جنجال و دعوا نداشته باشند. دوم هم اينكه در بين خودشان خودكنترلى داشته باشند، خودمراقبتى داشته باشند، نگذارند جريانشان انحراف پيدا كند؛ والّا در ميان اين جريانات، آدمهاى خوب كم نيستند؛ اما وقتى جريان اشكال پيدا كرد، آدمِ خوب را هم با خودش ميغلتاند و ميبرد. اين نكات، جزو چيزهاى روشن و طبيعى است. من خيلى بنا ندارم براى برادران و خواهران، توسّع در حرف و بيان داشته باشم.

سفرنامه حج تمتع-بخش 1

یادداشتهای حج تمتع

27 دیماه 1382

امروز روز حرکت به سمت خانه خداوند است، از قبل خیلی از کار ها را ردیف کردم تا توانستم آماده شوم. ساعت 11به مصلی می رویم و از آنجا به فرودگاه می برند برای بازرسی پشت درب ورود به سالن خیلی معطل شدیم و بالاخره در آخرین دقایق سوار شدیم.( ازبس کار های متفرقه طول می کشد). بدلیل سوء استفاده چند نفر معتاد، این همه زحمت برای دیگران فراهم می شود. شماره صندلی هواپیما را هم بدون هماهنگی با کسی گرفتم. برحسب تصادف کنار دو زن و مردی واقع شدم که برای اولین بار سوار هواپیما می شدند و خیلی از جزئیات را نمی دانستند. با خودم گفتم خدا که آنها را دعوت کرده است مرا هم در کنار آنها نشانده تا راهنما شوم. از دهات کهنوج بودند و فقط به زیارت مشهد رفته بودند.

 حدود ساعت 6 به جده رسیدیم که البته ساعت محلی از فعلی عقب تر است. سعی کردم از ذکر یا لبیک غافل نشوم و حال بدون اراده در ذهنم تکرار می شود. در فرودگاه جده برای کنترل و بازرسی یک ساعتی معطل شدیم، خدا خدا می کردم کتاب مناسک حج و مفاتیح را نبینند و اتفاقاً همین طور هم شد. در همانجا نماز مغرب را خواندیم(باوضو در دستشوئیهای خیلی کثیف) اما چاره ای نبود. بعد سوار اتوبوس شدیم تا به جحفه[1] برای محرم شدن برویم. در همانجا به ما غذای آماده دادند که برنج و مرغ بود که خوب پخته نشده بود. کمبود آب بخوبی احساس میشد که بعدا آب در ظروف یکبار مصرف داده شد. بعد از حدود 2 ساعت به مسجد جحفه رسیدیم. اول به قسمت حمام و دستشوئی برای وضو و تعویض لباس رفتم. بعضی غسل مستحب را انجام دادند. لباسهای سفیدرا پوشیدیم و.به مسجد رفتیم و نماز تحیت مسجد و بعد هم نماز برای احرام خواندیم و بعد نیت محرم شدن کردیم و لبیک گفتیم :"لبیک اللهم لبیک، لک الحمد و النعمته لک و الملک لا شریک لک." دوست داشتم امام عصر را هم شریک کنم اما چون حج واجب بود نمی شد.(مثل نماز واجبی که باید خود فرد انجام بدهد).

پس از محرم شدن باید از کار هایی که برمحرم حرام است دوری کرد.مانند عطرزدن وزینت کردن و نگاه کردن در اینه وناخن گرفتن ودروغ گفتن وجدل کردن وحتی گرفتن بینی از بوی نامطبوع....که همه تمرینی است برای سادگی ودور شدن از خودبینی وخود خواهی.

سپس سوار اتوبوس شدیم. من در اتوبوسی بودم که احساس می کردم آنطور که باید منظم نیست و لبیک ها را هم خیلی جدی نمی گفتند. در همین لحظات آقای گنجی زادگان( رئیس کاروان) آمد و گفت چون آمار اتوبوس یکی اضافه است یک نفر باید پیاده شود و به اتوبوس قبلی برود. من پیاده شدم و به اتوبوس دیگر رفتم. ابتدا به آخر اتوبوس بعد بدلیل اینکه مردی در آنجا نشسته بود وتنها بودم به صندلی دیگری کنار یک خانم رفتم و با خانم ایرانمنش راهنمای حجاج هم کمی صحبت کردم. کمی لبیک گفتم اما به دلیل خستگی خوابم برد. تا بالاخره به مکه رسیدیم، راه کمی طولانی بود. به هتل رسیدیم و با هم اتاقی هایم مستقر شدیم. هم اتاقی هایم خیلی خوب اند و همه فرهنگی اند.

 

قرار شد کمی استراحت کنیم و فردا صبح زود به حرم  برای انجام اعمال برویم. صبحانه را زود دادند و ما با اتوبوس راهی حرم شدیم. ابتدا در ابتدای ورودی حرم مسئول کاروان کمی توضیح داد که در بازگشت به کجا برویم و چه بکنیم.

در ورود به خانه خدا عظمت وفضای حرم انسان را می گیرد.اگر اولین بار باشد که غرق تماشا می شوی. سجده او را به جای آوردم که دوباره مرا به خانه خودش راه داده است. و در اولین دعا خواستم که مرا از خودش دور نکند و هر گونه که او راضی است من هم زندگی کنم و هر وقت صلاح می داند به جوار رحمت خودش ببرد. برای فرج آقا امام زمان هم دعا کردم.

طواف رااز حجرالاسود شروع کردیم و 7 دور زدیم. اما شلوغ بود. از تنه زدن افراد سیاه پوست که بازوان عریانی هم داشتند خوشم نمی آمد اما چاره ای نبود.دست مالیدن به حجرالاسود فضیلت دارد ودر روایت است که ازبهشت امده.اما در ان شلوغی امکان نداشت.

 بعد از طواف، نماز طواف را پشت مقام ابراهیم(ع)[2] خواندم وبرای انجام عمل سعی[3] به صفا رفتم که خیلی شلوغ بود و فکر کردم بعداً انجام دهم اما حاج آقا گنجی زادگان مسئول کاروان مرا دید و گفت که بهتر است همان روز انجام دهم چون در روزهای بعد شلوغ تر می شودکه با توکل به خدا شروع کردم. اما برای کسیکه عادت به آن همه راه نداشت خیلی سخت بود که وقتی  تمام شد نماز شروع شد و نماز ظهر را هم خواندیم و خیلی خسته به هتل برگشتیم که استراحت کنیم. هتل نسبتاً تمیزی است با دستشوهایی به سبک ایرانی و غذایی که در اتاق ها سرو می شد. سعی خواهم کرد که از ماسک استفاده کنم تا شاید بیمار نشوم. یکی از دلایل انتقال امراض مسری در مکه علاوه بر هوا لیوان های آب زمزم است. این مطلب را امروز متوجه شدم. لیوانهای تمیز و استفاده شده قاطی می شوند و زائران بیماریها را از هم میگیرند.

امروز که دو شنبه است با اینکه قبل از اذان صبح به حرم می رفتیم جا برای نماز پیدا نکردیم و بالاخره در محل سعی صفا و مروه صف تشکیل شد و ما هم در آنجا نشستیم و نماز خواندیم بعد من برای تجدید وضو رفتم و وقتی برگشتم کمی شلوغ بود. یک دور دور حرم زدم تا طواف را ارزیابی کنم، اما منصرف شدم چون در همان یک دور آنقدر فشار دادند که من با ذکر صلوات بلند خلاص شدم.در حج تمتع جمعیت طواف کننده زیاد است وعده ای که بنا بر فتوای مرجع تقلیدشان باید در داخل مقام طواف کنند دچار مشکل میشوند.

دوباره در محل مشخص منتظر شدم تا یکی از دوستان آمد و همه دوباره به طواف رفتیم. به نیت آقا امام زمان طواف کردم و صلوات فرستادم و اَمَن یُِِجیب را از طرف ایشان خواندم و بالاخره ناگهان راه باز شد و من با عنایت مولا دستم به حرم خدا رسید. خیلی دلچسب بود با عنایت آقا. گرچه یکی دو بار هم در سیل و فشار جمعیت قرار گرفتم و باز هم با ذکر صلوات خلاص شدم. نماز طواف را خواندم و برای اینکه دوستان نیز این طواف مستحب را به نیت ایشان انجام دهند به آنها یاد آوری کردم.

در طواف آنقدر فشارمی دهندکه تمامی انرژی ادم گرفته میشود.. انواع و اقسام آدمهای رنگ وارنگ و مخصوصاً سیاه پوست. گر چه زیبایی حج هم درهمین جمعیت طواف کننده وذکر گویان از همه جهان است.دعاهاوذکرهای عربی انها مانند "ربنا اتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنه" شنیدنی است.

در سعی صفا و مروه هم جمعیت از کشورهای متفاوت دیدنی است. از هر کجای عالم هستند و همه در هر مرتبه ای که باشند با لباسهای سفید سعی هاجر را برای پیدا کردن آب تکرار می کنند. صحنه یاد آور روز قیامت است و اینکه مطمئناً قیامت فراتر از این حرفهاست.

آب زمزم را به صورت شیرهای آب به بالا انتقال داده اند و دیگر حالت گذشته را ندارد. گرچه بعضی ها سعی دارند در همین شرایط مستحبات را بجا بیاورند و به خودشان آب بریزند. این کار باعث ریخته شدن آب روی زمین و خیس شدن اطراف می شود.

صبح موقع خرید دو تا از خانم ها برد یمانی می خواستند بخرند که پس از کمی تامل فهمیدند  که جنسش خوب نیست و فروشنده که معلوم بود دلخور شده گفت(به فارسی): می ترسید که مرده فرار کند که خیلی خنده دار بود. عصر جلسه بود که تذکراتی دادند و در جلسه ارشاد هم گفتند که بعضی از موارد باید رعایت گردد وبا توجه به نوشته هایی که داده بودند من به بعضی از موارد اعتراض کردم که مثلاً ما نه می توانیم توسل را برای خوشامد عربستان حذف کنیم و نه صلوات را. گرچه گفتند منظور موارد افراطی است.

امروز پیش از اذان ظهر به حرم رفتیم و در نماز جماعت شرکت کردیم بعد از نماز امیدوار بودیم خلوت بشود اما نشد و من نتوانستم به حرم نزدیک شوم.دلم می خواست در حجر اسماعیل[4] نماز بخوانم ولی دوستانی که شب رفته بودند خیلی خوب زیارت کرده بودند.

 



[1] میقات ها پنج مکان است:مسجد شجره، جحفه، ذات عرق، یلملم وقرن المنازل که حجاج باید در یکی از این مکانها لباس احرام بپوشند.

[2] بنایی با قبه ای شیشه ای و کوچک  است که در ان سنگی است با جای پای حضرت ابراهیم ع

[3] حاجی باید 7 مرتبه بین صفا ومروه برود وبرگردد.

[4] -مدفن حضرت اسماعیل  وبرخی ازانبیای الهی است وناودان کعبه بر فراز ان نصب شده است.

سفر نامه حج تمتع- بخش 2

چهار شنبه 30/11

قرار شد یک ختم صلوات در حرم داشته باشیم.

همگی به حرم رفتیم و رو به روی حرم نشستیم. حاج آقا سازندگی برای هر دو نفر 1000 صلوات را در نظر گرفت که از پیامبر شروع شد و به من و خانم سازندگی امام جواد رسید و بعد هم برای تکمیل امام دهم را هم فرستادیم و بعد دعا کریدم. دعایم طبق معمول زندگی طبق رضای خداوند بودو دور نشدن از او و به هنگام مرگ آمرزش و جوار او.

به طبقه دوم حرم رفتم، طواف و سعی صفا و مروه [1]آنجا هم شلوغ بود. همه جا جمعیت موج میزد. چون نمی خواستم برای نماز جمعه بمانم از همان نزدیکی ها کمی خرید کردم و به هتل برگشتم. عصر بعضی از روزها جلسه داریم و بعضی از مطالب را متذکر می شوند. چون کمی سوزش گلو و سرما خوردگی دارم، گاهی آنتی هیستامین می خورم.

شنبه 4 بهمن

صبح استراحت کردم و بعد از ظهر به حرم رفتم از قسمت بالا(طبقه سوم) حرم را دیدم سیل جمعیت عجیب بود. همه رنگ ها و همه فرقه ها(زن و مرد) به آرامی گرد خانه خدا می چرخیدند. برنامه ای عجیب که در هیچ جای دنیا دیده نمی شود.حجاب خانم ها از کشورهای مختلف متنوع ورنگارنگ است.ایرانی ها با چادر مشکی مشخص اند .

 برای رفتن به پشت بام از پلکان برقی استفاده می کنیم و از آنجا هم خانه خدا را می بیینیم ودر آنجا هم نماز و دعا خواندم و بعد به پایین رفتم.

هر وقت فرصت کنیم به حرم می رویم و از آن فضا بهره می بریم. در روایت است که حتی نگاه کردن به کعبه عبادت است.

 عصر سه شنبه به حرم رفتم داخل حرم برای نماز مغرب جا گرفتم. جمعیت همه جا موج می زد. همانجا هم به سختی توانستم نماز بخوانم. قرآن خواندم و بعد هم به مناجات پرداختم در نماز مغرب آنقدر فشار جمعیت زیاد شد که یک دستم روی زمین جای نمی گرفت که نماز مغرب را اعاده کردم و بعد هم مدتی صبر کردم و عشاء را خواندم. ذکر امن یجیب را به نیت امام عصر تکرار کردم و ...

چهارشنبه8/11/82امروز احتمالاً ماشین و اتوبوس برای حرم نباشد، شاید وسیله ای گرفتیم و رفتیم. در روزهای نزدیک به اعمال عرفات ومنی که کل زائران در مکه هستندراه ماشین رو به حرم بسته می شود. نزدیک وقت نماز سیل جعیت پیاده از داخل بزرگراهها وتونلها به طرف حرم جاری میشود که دیدنی است. وبه قول دکتر شریعتی تو در انبوه جمعیت گم میشوی.

پنجشنبه9/11

امروز صبح تصمیم گرفتم به حرم بروم. موقع رفتن ماشینی کرایه کردیم و رفتیم. با خانم اتقایی با هم بودیم. در حرم نماز و قرآن خواندم و مناجات کردم.

موقع برگشت مجبور شدیم پیاده تونل را طی کنیم و بعد هم که ماشین گرفتیم راننده نتوانست آدرس را پیدا کند و بعد از کلی سرگردانی پیاده شدیم و به یک کاروان ایرانی رفتیم و آنها ما را به ستادایران که نزدیک بود راهنمایی کردند. در ستاد آقایی ضمن راهنمایی یک تاکسی گرفت و به عربی آدرس را داد تا توانستیم به هتل برگردیم. این تجربه باعث شد که خیلی غصه این را که به حرم نمی توانیم برویم نخوریم.

دیشب دعای کمیل در یکی از طبقات هتل برگزار شد.سعودی ها اجازه خواندن ادعیه را در حرم نمیدهند.انها تنها قران خواندن انهم به صورت فردی را منع نکرده اند.

جمعه10/11

قرار است امروز عازم عرفات شویم.[2] وسائل را جمع کرده ایم (لباس احرامی و بعضی از موارد ضروری را) همراه با لباس گرم. امروز محرم می شویم و با اتوبوس به عرفات می رویم.عرفات منطقه ای خارج از محدوده حرم است و"جبل الرحمه" در ان واقع است.این کوه مملو از سیل مشتاق انسانهایی میشود که به امید رحمت الهی در ان  به مناجات می پردازند.

 ساعت 5 عصر به چادرهای عرفات رسیدیم. تقریباً همه زنها در یک چادر بودند و جا خیلی تنگ بود اما بهر حال پس از نماز جماعت به امامت حاج آقا نادعلی نسب، دعای عرفه خوانده شد. و بعد از کمی استراحت، بازهم به نماز و دعا مشغول شدیم. چون به هر حال شب عرفه بود آنهم در سرزمین عرفه.وقوف درعرفات از ظهر روز نهم تا غروب واجب است.

11/11/82

امروز مراسم برائت از مشرکین بود که به صورت برنامه ریزی قبلی در چادر نماینده ولی فقیه جمع شدند و پیام آیت ا... خامنه ای قرائت شد و چند شعار داده شد.

 حج ابراهیمی حضرت امام تبدیل شده است به یک مراسم ساده. اگر آن حرکت عظیم مسلمین ادامه یافته بود الان وضع مسلمین به گونه ای دیگر بود.

اسامی آنهایی را که خواسته بودند در زمین عرفات نوشتیم که البته چون شنی بود خیلی زود پاک می شد و دعا کردم که خدا آنها را بیامرزد و حج نصیبشان کند.

عصر دعای عرفه خوانده شد.دعایی که امام حسین ع در دامنه کوه جبل الرحمه خوانده است وچه عاشقانه وعارفانه با خدای خود راز ونیاز کرده است.

زیارت عاشورا  نیزمستحب است بدین معنی که یادآور ناتمام گذشتن حج امام حسین(ع) برای مبارزه با ظالمان زمان می باشد. عرفات به معنای شناخت است و مقدمه ای برای شعر(شعور) می باشد. برای این مرحله مبارزه با شیطان و هوای نفس لازم است. محرم بودن باعث می شود که انسان هر کاری را  نتواند انجام دهد. خاراندن سر، یا بدن، کشتن حیوان و غیره.

در چادر عرفات پشه ها بیداد کردند و ما تسلیم آنها شدیم گرچه وقتی آزار برسانند می توان آنها را راند یا کشت.

سپس عازم منی شدیم. حج گزاران پس از غروب افتاب روز نهم به طرف مشعر ومنی حرکت می کنند.برای زنان جایز است که مقدار مختصری در مشعرتوقف کرده وبه منی بروند. ما با اتوبوس آمدیم اما عده ای از دوستان پیاده راه افتادندوما خیلی معطل شدیم(5 ساعت) و آنها هم نتوانسته بودند رمی جمره بکنند و باید امروز برویم.سنگ زدن به جمره ها رمز ونشانه ای ازرمی شیاطین جن وانس است. چادرهای منی بزرگ و تمیزتر از عرفات هستند کولر و برق هم دارند و همه خانم ها در یک چادر قرار دارند.

11/12/82

امروز در منی هستیم.می گویند چون در این سرزمین جبرییل به حضرت ابراهیم می گوید که تمنا وارزویی بکن واز خدا چیزی بخواه انجا را منا نامیدند(بحار ج96 ص271).

 برای رمی جمره[3] بعد از نهار رفتیم که پیاده راه زیادی هست درآنجا هم به علت شلوغی به سختی توانستم سنگ بزنم بهر حال قرار شد قربانی را هم انجام بدهند و بعد، از احرام در بیاییم. امشب هم باید در منی بیتوته کنیم.

در این سرزمین قربانی واجب است و افراد باید شتر یا گاو یا گوسفند قربانی کنند که ایرانیها بیشتر گوسفند می کشند(به دلیل فراهم نبودن امکان ذبح بقیه حیوانات).

قربانی کردن نمادی ازقربانی کردن همه چیز در پای خداوند است تا آنجا که ابراهیم علیه السلام فرزندش را قربانی می کند.

اسماعیل(ع) به فرمان خداوند ذبح نشد. اما به گمانم تنها قربانی که واقعاً به قربانگاه رفت و پذیرفته شد ذبیح الله یا امام حسین باشد.

 فردا رمی جمرات سه گانه می باشد.وپیاده روی ان طولانی است ونشانگرتلاش انسان برای راندن شیطان .

13/11

عصر زیارت عاشورا خوانده شد و روضه خوان روضه ام البنین مدینه را در اینجا خواند! شب هم نیت بیتوته در منی کردیم. دلم برای حرم خدا تنگ شده است.

14/11

امروز آخرین رمی جمره است و عصر بعد از نماز ظهر باید به مکه برویم، عده ای پیاده
 می روند و عده ای با ماشین. صبح مناجات حضرت علی(ع) را یک مداح خواند و در ابتدای آن شعر به طواف کعبه رفتم و من با خودم گفتم: به درون رهم ندادند. که تو در برون چه کردی که درون خانه ایی؟ چه می توان کرد به این همه خودی و منیت ها که به راحتی به درون راهمان نمی دهند.

 ذکر امن یجیب را خواندیم و من آن را به نیت امام عصر تکرار کردم.

15/11

بعد از ظهر از منی به سوی مکه آمدیم. در راه از مسیر عرفات و مشعرالحرام گذشتیم. عرفات صحرایی است که معلوم است که درختان آن را تازه زده اند. و چادرهایی که موقت اند. در واقع عرفات صحرا است. در ظاهر هیچ چیز قابل توجهی ندارد، زمین است و آسمان ولی درحقیقت زمینه ای است برای اندیشه وشناخت. گرچه تعداد حجاج و شرایط فعلی چنین فضایی را فراهم نمی کند.

امروز صبح زآود برای انجام طواف و سعی صفا و مروه رفتم. طواف خیلی شلوغ بود ولی چون خیلی دلم برای خانه خدا تنگ شده بود خیلی چسبید.

طواف نساء برای امشب مانده است. دلم می خواهد در مکه بمانم ولی مگر می شود؟ چه باید کرد؟ نمی دانم .

امروز صبح در طواف با ذکر یامن اسمه دواء و ذکره شفا برای بیمارانی که یادم بود دعا کردم.

طواف نساء را دیشب انجام دادیم. تا ساعت 5/2 حرم بودیم. و امروز دوشنبه گروه های ارشاد جلسه دارند و بعد برای طواف وداع به حرم می رویم و امشب یا صبح زود به طرف مدینه حرکت خواهیم کرد.

وداع با حرم خدا خیلی سخت است.

دوست نشسته در نظر،من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر کنم؟

در یک لحظه دیدم(بین خواب و بیداری) که در طبقه بالا بجای آدم ها گاوها طواف
 می کنند. پناه می برم به خداوند که شعورشان را وهابیون  به بازی گرفته اند.

 



[1] سعی در طبقه دوم از نظر علمای شیعه اشکال دارد.

[2]  عرفات دربیست کیلومتری مکه قرار دارد.

[3] منظور انداختن هفت سنگ کوچک به جمره عقبه می باشد که در اخر منی واقع شده

سفر نامه حج تمتع -3

 به مدینه آمدیم و مستقر شده ایم.

بدلیل سرمای بین راه سرما خورده ام و مجبور شدم استراحت کنم و دارو بخورم. بعد به مسجدالنبی رفتم و نماز خواندم. نوبت حرم برای خانم ها خیلی کم است و تحت فشار می باشند. از 8 تا 10 صبح و گویا بعد از نماز ظهر.

بقیه همه اش مال آقایان است. هیچکس نیست چیزی بگوید. به گمانم باید بعثه فکری بکند. دیگران که چنین کاری از عهده شان ساخته نیست.

 دیروز عصر به بقیع رفتم. ساعت 6 زنها را به پشت میله ها راه دادند. چه لطفی! از پشت میله های زندان قبرها را دیدیم. از چند سال پیش به مراتب وضع بدتر شده است. معلوم نیست تا کی می خواهیم با پوشش و دستاویز تقیه شاهد مظلومیت این قبرها باشیم.

می گویند در اطراف بقیع نماز نخوانید(چون سنی ها نمی خوانند) و بروید به مسجد النبی که ثوابش بیشتر است. چه کسی می تواند بگوید ثواب این روضه مقدسه بدلیل 5 نفس مقدس(4 امام و احتمالاً حضرت فاطمه) کمتر از جاهای دیگر است. خوب است که مردم عوام باور نمی کنند. آنها با امام رضا (ع) زندگی کرده اند و می دانند که هر امامی چه ارزش و جایگاهی دارد. مگر می شود رفت و آمد ملائکه را در این مکان مقدس نادیده گرفت. مطمئناً از فراز هر فبر مقدسی نور به آسمان بلند است وبه عرش میرسد.

نمی دانم تا چه وقت باید صبر کنیم و اینگونه ستم های وهابیون را تحمل کنیم.

مگر نه اینست که هر مسلمانی که از هر کجای دنیا به این مکان بیاید با دیدن این وضعیت دیگر مجالی برای دریافت حقیقت برایش نمی ماند. حقیقتی که سالها زیر سلطه وهابی ها قربانی شده است.

برای رفتن به حرم پیامبر به دلیل ازدحام مانع ایجاد می کنند و افراد باید منتظر در نوبت بمانند تا گروه گروه وارد حرم شده و با سرعت نماز بخوانند و خارج شوند. البته در حرم هم چندان نمی توان به حرم نزدیک شد. هم به دلیل جمعیت و هم به دلیل برخورد نگهبانان زن. افرادی که نماز خوانده اند از مسیر دیگری بیرون می روند. در اینجا تبعیض بین زنان و مردان بیداد می کند. اگر می توانستند همین 2 ساعت را هم به زنها اجازه نمی دادند. انگار پیامبر و مزار پیامبر مربوط به آنها است.

تنها در مسجد می توان نماز خواند چون وسیع است و گنجایش تعداد زیاد نماز گذار را دارد. معماری آن دیدنی و جذاب است. اما نماز خواندن سنی ها با ما کمی متفاوت است و افراد ممکن است در ابتدا نتوانند با امام جماعت همراهی کنند. در قرائت سوره بسم الله ... را نمی گویند و دعای دست هم نمی خوانند. صفها را منظم نمیکنند. وبین صفوف فاصله های زیادی است وگاهی می خوابند و دوباره بیدار شده وبدون وضوی مجدد نماز می خوانند.

/11/82

امروز صبح به بقیع رفتیم اما  متاسفانه راه را بسته بودند. معلوم نیست چه خبر است؟ هر کار دلشان بخواهد می کنند و کسی نمی تواند اعتراض کند. چه طور با احساسات همه کشور ها بازی
 می کنند و خود را همه کاره می دانند.

به ناچار از اطراف آنجا خرید کردیم و بعد به دربی از حرم رسیدیم که بارگاه حرم پیدا بود. عکس گرفتیم و بعد هم در گوشه ای از صحن زیارت نامه خواندیم امروز عصر به بقیع رفتیم، پشت در منتظر ماندیم تا بالاخره راهمان دادند. از پشت میله ها زیارت کردم و بعد هم زیارت نامه خواندم.

مردم در همانجا نماز می خواندند، انگار نه انگار که رواق و حرم نیست از نظر آنها همان جا هم رواق است.

بعد هم به مسجد مباهله رفتیم جایی که پیامبر با گروه مسیحیان مناظره داشتند و مسیحیان
 می خواستند با نفرین بر طرف مقابل خود، خود را بر حق جلوه دهند که با دیدن پیامبر و اهل بیت او، مطمئن شدند که حق با پیامبر است و از مباهله صرف نظر کردند. در اینجا پیامبر سه حاجت داشته که اجابت شده که مسجدالاجابه هم می گویند. برای عزت مسلمین و تشیع و خواری دشمنان اسلام دعا کردم تا شاید اجابت شود. گاهی به حرم می رویم و جایی که مزار پیدا باشد رو به روی آن می نشینیم و نماز و زیارت می خوانیم.

صبح ها در پشت بقیع می توان زیارت رفت اما دست فروش ها هم می آیند و بساط پهن می کنند برای فروش. انگار نه انگار که این جا حرم مطهر ائمه محسوب می شود. در بعد از ظهر هم ساعت 6 زن ها را هم تا پشت میله ها راه می دادند که هم زمان با نمازو اذان مغرب است و حالت خوشی ندارد چون وقت نمازجماعت است.

شب روز پنچشنبه  دعای کمیل در بین الحرمین خوانده شدکه همه ایرانیها آمده بودند خیلی خوب بود. مداح بیشتر روضه حضرت زهرا( ع) را خواند و اسمی از امام حسن(ع) نبرد که دلم گرفت. چطور فراموش می کنند.

 فردا صبح قرار است که برگردیم.

در آخربرداشتی آزاد از یکی از مناجات های اما سجادرامی اورم.

مناجات خمس عشر (پانزده گانه) امام سجاد(ع) از مناجات هائیست بی نظیر که درکتاب مفاتیح الجنان آمده و نشان دهنده برترین و ظریف ترین نیایشهای انسان با خداوند است. نگاهی به یکی از مناجات ها آن هم در این سرزمین می تواند گوشه ای از ابعاد وجودی این امام معصوم و مظلوم را نشان دهد امامی که مزارش در قرن بیستم هم مورد بی اعتنایی های مصیبت آلود قرار گرفته است و نشان دهنده مظلومیت تشیع در طول تاریخ است.

مناجات مفتقرین:

خدای من، معبود من شکستگی و دل خستگی ام را جز لطف و مهر تو جبران نمی کند فقر ونیازم را جز احسان تو والتفات تو بر طرف نسازد و ترس و هراسم را جز امنیتی از جانب تو آرام نسازد.

خدای من، معبود من، ذلت و خواری مرا جز قدرت بی منتهای تو چه کسی به عزت بدل
 می سازد و آرزو و تمنایم راجز فضل تو چاره ای هست؟

و خلاء وجودی ام را جز بخشش بی منتهای تو چه کسی جبران کند؟

حاجتم را جز تو کسی نسیت که برآورده سازد؟

معبود من، گرفتاریم و بیچارگی ام را بجز رحمت تو و رافت تو رفع کننده و گشاینده ای نیست؟

معبود من، سوز سینه ام جز وصل تو خنک نکند آتش دلم را جز لقای تو خاموش نسازد.

اشتیاق من به خودت را جز نظر به جلوه تو راهی نیست و بی قراریم را جز نزدیکی به تو قراری نیست؟ و...

و دردم را جز تو درمانی نیست و غمم را چیزی جز قرب تو زائل نکند و جراحتم را چیزی جز پوشش و مرهم تو مداوا نکند.

خدای من، زنگ و زنگار دلم را فقط عفو تو می زداید و وسواس خیالم را تنها امر تو پاک می کند.

پس ای منتهای آرزوی آرزومندان و ای نهایت سوال سائلان و ای بلند ترین مطلبی که جویندگان واقعی به دنبال آنند و ای برترین رغبتی که راغبان عالم می توانند داشته باشند.

ای ولی صالحان و اجابت کننده دعای درماندگان ای ذخیره همه فنا شوندگان و ای گنج درماندگان و ای پناه، پناه جویان .

ای تنها کسی که حاجت فقرا ومساکین را برآورده می سازد ای کریم ترین و ای مهربانترین، برای توست خضوع من، برای تست سوال من.

به سوی تو زاری و ناله من از تو می خواهم که:

مرا به رضوان خودت برسانی.

و نعمت های بی منتهایت را برمن مستدام بداری این منم که به درگاه کرمت ایستاده ام و منتظر وزش نسیم بر ونیکی تو هستم. به ریسمان محکم و استوار تو چنگ می زنم و متمسک می شوم.

خدای من، معبود من بر بنده ذلیل خود که زبانش الکن است رحم کن.

بر بنده ای که عملش اندک است و بر اوبه بخشش فروان منت گذار

امام در این مناجات ابتدا فقر و نیاز های انسان را  درقالب مناجات طرح می کند و سپس دعاهایی که یک انسان کامل می تواند از خداوند بخواهد طلب می کند.

نیایشهای ایشان درس است. درس رابطه با خدا و در خواست های معنوی بالا که سزاوار خلیفه الهی انسان است.

 

جزئیات فیلترینگ سایت های اینترنتی در کشور

جزئیات فیلترینگ سایت های اینترنتی در کشور

سایتهای مجرم با اعلام فهرست مصادیق محتوای مجرمانه فضای مجازی از سوی از سوی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه فیلتر می شوند که بر اساس گفته رئیس مرکز توسعه فناوری اطلاعات وزارت ارشاد تنها مسئول پالایش فضای مجازی است.

طبق ماده (22) قانون جرائم رایانه ای قوه قضائیه موظف است نسبت به ایجاد کمیـته تعیین مصادیق محـتوای مجرمانه در محل دادستانی کل کشور اقدام کند.

اعضای این کمیته شامل وزیر یا نماینده وزارتخانه های آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوری اطلاعات، اطلاعات، دادگستری، علوم،‌ تحقیقات و فناوری، فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس سازمان‎ صدا و سیما و فرمانده نیروی انتظامی، یک نفر خبره در فناوری اطلاعات و ارتباطات به انتخاب کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی و یک نفر نماینده مجلس شورای اسلامی به انتخاب کمیسیون حقوقی و قضایی و تایید مجلس شورای اسلامی است و ریاسـت کمیته بر عهده دادستان کل کشور خواهد بود.

متعاقب این اقدام به موجب آیین نامه اجرایی قانون جرایم فضای سایبر، دبیرخانه ای به ریاست دادستان کل کشور در محل این دادستانی و به منظور هماهنگی امور مربوط و اتخاذ تمهیدات اجرایی لازم در جهت عملیایت شدن مفاد قانون مزبور نیز تشکیل شد.

در راستای وظایفی که تعیین شد، کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه "موضوع ماده 22 قانون جرایم رایانه ای"، مبادرت به احصاء فهرست مصادیق محتوای مجرمانه فضای مجازی کرد.

این فهرست در پنج محور "محتوای علیه عفت و اخلاق عمومی"، " محتوای علیه مقدسات اسلامی"، " محتوای علیه امنیت و آسایش عمومی"، "محتوای علیه مقامات و نهادهای دولتی و عمومی" و "محتوایی که برای ارتکاب جرایم رایانه‌ای و سایر جرایم به کار می ‌رود" تدوین شد و تمامی ارائه دهندگان خدمات دسترسی و میزبانی نیز مکلف شدند چنانچه با یکی از مصادیق مصرحه در این فهرست مواجه شدند بلافاصله مراتب را به دبیرخانه مستقر در دادستانی کل کشور اعلام کنند.

دبیرخانه کارگروه نیز با بررسی گزارشهای واصله نسبت به مجرمانه بودن یا نبودن، تصمیم نهایی را اتخاذ و در صورت احراز محتوای مجرمانه نسبت به پالایش اقدام کنند و مراتب توسط دبیرخانه به مراجع قضائی ذیربط برای تعقیب کیفری مقتضی اطلاع دهند.

شبکه خبری تابناک

 

نکته

چه کسی بررسی می کند که کار این کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه "موضوع ماده 22 قانون جرایم رایانه ای" با حد وحدود ازادی بیان در قانون اساسی هما هنگی دارد یا خیر؟

برای نمونه فیلتر شدن سخنان علی مطهری

خدا به کدام دل نزدیک تر است؟

خدا به کدام دل نزدیک تر است؟
 

بیا به زمزمه یاد یار، دردل شب ها

درون تیره خود را چو روز، روشن کن

بیا سحرگاهان

خزان خسته دلی را

به عطر «یاد» و شمیم «دعا» چو گلشن کن

تو را که مانده چنین بی ¬پناه و دل¬ گیری

به جز خدای جهان، هیچ تکیه گاهی نیست

به پیش پای تو،

ای اشتیاق سبزوجوان،

به جز نیایش و راز و نیاز، راهی نیست.1

چگونه انسان، این «بی نهایت کوچک» می تواند با آفریدگار هستی، آن «بی نهایت بزرگ» رابطه برقرار کند و این پیوند، او را از خاک تا افلاک ببرد؟

چگونه این «هیچ» به آن «همه» متصل می شود؟

آیا جز «دعا و نیایش»، راهی برای این پیوند هست؟

دعا چیست؟ شرایط آن کدام است؟ استجابت دعا یعنی چه؟ پیدا کردن «حال» در دعا چگونه به دست می آید؟ به چه زبانی باید دعا کرد؟ نیایش چه تأثیر روحی و معنوی بر زندگی ما دارد؟ و... سؤالاتی از این دست بسیار است.

می دانیم که دعا، تنها خواندن جملاتی و باز خوانی متنی، بی حضور دل و بی کشش روح نیست. یعنی خواندن الفاظ نیست، بلکه خواستن از عمق جان است. اگر دعا از جان سوخته و عطشناک برآید، «اجابت» خدا، آب گوارایی بر عطش سوزان دل سوختگان است.

باید اجازه داد تا پای اشک، از جاده دل عبور کند. باید گذاشت وقتی آسمان دل می گیرد، باران اشک جاری شود.

باید گذاشت وقتی حالت اضطرار و نیاز و طلب و درماندگی دست می دهد، عنان سخن به دست دل داد، تا صمیمانه با خدا حرف بزند و مثل یک کودک، زار بزند، اشک بریزد، با اصرار بخواهد و یقین داشته باشد که این پای بر زمین کوبیدن و اشک و التماس داشتن، موجب بر آمدن حاجت می شود و گریه، سلاح نیایش گر است و امید، سرمایه اوست... «ارحم من رأس ماله الرّجاء و سلاحُه البکاء...»2 باید کاری کرد تا چشمه «ربّنا» از دل بجوشد و بر کویر سینه های سوزان جاری شود و دشت عطش را سیراب کند.

جواد محدثی

کتاب سفر به گرای 270درجه

کتاب سفر به گرای 270درجه از احمد دهقان را که در سال 1375 منتشر شده وجایزه بیست سال ادبیات پایداری را از ان خود کرده است  می خوانم وکم کم با این نتیجه میرسم که دلیل انتخاب ان نبودن کتابهای بهتر بوده است.

 وبه نظرم میرسد که مردم انتخابگران بهتری هستند که مثلا کتاب فرمانده من چاپ سی ونهم از انتشارات سوره مهربه مراتب خواندنی تراست.

گرچه درسفر به گرای 270 درجه، نویسنده نماهای پنهانی از جنگ را به خوبی به نمایش میگذارد.

 

اما شخصیت های ایثارگر انگونه که باید معرفی نمی شوند.تمرکز روی ناصرراوی قصه است.در حالیکه در همه جای روایت جسم چاق یکی از انها(حیدر) توی چشم میزند تلاش وایثارش گم میشود!! مگر نه اینکه" لیس للانسان الا ما سعی "

وعلی که مشوق ناصر در رفتن به جبهه است انگونه که باید معرفی نمیشود.

 

 

کتاب به عنوان رمان چاپ شده در حالیکه نوعی روایت مستند از جنگ است.