چهار شنبه 30/11
قرار شد یک ختم صلوات در حرم داشته باشیم.
همگی به حرم رفتیم و رو به روی حرم نشستیم. حاج آقا سازندگی برای هر دو نفر 1000 صلوات را در نظر گرفت که از پیامبر شروع شد و به من و خانم سازندگی امام جواد رسید و بعد هم برای تکمیل امام دهم را هم فرستادیم و بعد دعا کریدم. دعایم طبق معمول زندگی طبق رضای خداوند بودو دور نشدن از او و به هنگام مرگ آمرزش و جوار او.
به طبقه دوم حرم رفتم، طواف و سعی صفا و مروه [1]آنجا هم شلوغ بود. همه جا جمعیت موج میزد. چون نمی خواستم برای نماز جمعه بمانم از همان نزدیکی ها کمی خرید کردم و به هتل برگشتم. عصر بعضی از روزها جلسه داریم و بعضی از مطالب را متذکر می شوند. چون کمی سوزش گلو و سرما خوردگی دارم، گاهی آنتی هیستامین می خورم.
شنبه 4 بهمن
صبح استراحت کردم و بعد از ظهر به حرم رفتم از قسمت بالا(طبقه سوم) حرم را دیدم سیل جمعیت عجیب بود. همه رنگ ها و همه فرقه ها(زن و مرد) به آرامی گرد خانه خدا می چرخیدند. برنامه ای عجیب که در هیچ جای دنیا دیده نمی شود.حجاب خانم ها از کشورهای مختلف متنوع ورنگارنگ است.ایرانی ها با چادر مشکی مشخص اند .
برای رفتن به پشت بام از پلکان برقی استفاده می کنیم و از آنجا هم خانه خدا را می بیینیم ودر آنجا هم نماز و دعا خواندم و بعد به پایین رفتم.
هر وقت فرصت کنیم به حرم می رویم و از آن فضا بهره می بریم. در روایت است که حتی نگاه کردن به کعبه عبادت است.
عصر سه شنبه به حرم رفتم داخل حرم برای نماز مغرب جا گرفتم. جمعیت همه جا موج می زد. همانجا هم به سختی توانستم نماز بخوانم. قرآن خواندم و بعد هم به مناجات پرداختم در نماز مغرب آنقدر فشار جمعیت زیاد شد که یک دستم روی زمین جای نمی گرفت که نماز مغرب را اعاده کردم و بعد هم مدتی صبر کردم و عشاء را خواندم. ذکر امن یجیب را به نیت امام عصر تکرار کردم و ...
چهارشنبه8/11/82امروز احتمالاً ماشین و اتوبوس برای حرم نباشد، شاید وسیله ای گرفتیم و رفتیم. در روزهای نزدیک به اعمال عرفات ومنی که کل زائران در مکه هستندراه ماشین رو به حرم بسته می شود. نزدیک وقت نماز سیل جعیت پیاده از داخل بزرگراهها وتونلها به طرف حرم جاری میشود که دیدنی است. وبه قول دکتر شریعتی تو در انبوه جمعیت گم میشوی.
پنجشنبه9/11
امروز صبح تصمیم گرفتم به حرم بروم. موقع رفتن ماشینی کرایه کردیم و رفتیم. با خانم اتقایی با هم بودیم. در حرم نماز و قرآن خواندم و مناجات کردم.
موقع برگشت مجبور شدیم پیاده تونل را طی کنیم و بعد هم که ماشین گرفتیم راننده نتوانست آدرس را پیدا کند و بعد از کلی سرگردانی پیاده شدیم و به یک کاروان ایرانی رفتیم و آنها ما را به ستادایران که نزدیک بود راهنمایی کردند. در ستاد آقایی ضمن راهنمایی یک تاکسی گرفت و به عربی آدرس را داد تا توانستیم به هتل برگردیم. این تجربه باعث شد که خیلی غصه این را که به حرم نمی توانیم برویم نخوریم.
دیشب دعای کمیل در یکی از طبقات هتل برگزار شد.سعودی ها اجازه خواندن ادعیه را در حرم نمیدهند.انها تنها قران خواندن انهم به صورت فردی را منع نکرده اند.
جمعه10/11
قرار است امروز عازم عرفات شویم.[2] وسائل را جمع کرده ایم (لباس احرامی و بعضی از موارد ضروری را) همراه با لباس گرم. امروز محرم می شویم و با اتوبوس به عرفات می رویم.عرفات منطقه ای خارج از محدوده حرم است و"جبل الرحمه" در ان واقع است.این کوه مملو از سیل مشتاق انسانهایی میشود که به امید رحمت الهی در ان به مناجات می پردازند.
ساعت 5 عصر به چادرهای عرفات رسیدیم. تقریباً همه زنها در یک چادر بودند و جا خیلی تنگ بود اما بهر حال پس از نماز جماعت به امامت حاج آقا نادعلی نسب، دعای عرفه خوانده شد. و بعد از کمی استراحت، بازهم به نماز و دعا مشغول شدیم. چون به هر حال شب عرفه بود آنهم در سرزمین عرفه.وقوف درعرفات از ظهر روز نهم تا غروب واجب است.
11/11/82
امروز مراسم برائت از مشرکین بود که به صورت برنامه ریزی قبلی در چادر نماینده ولی فقیه جمع شدند و پیام آیت ا... خامنه ای قرائت شد و چند شعار داده شد.
حج ابراهیمی حضرت امام تبدیل شده است به یک مراسم ساده. اگر آن حرکت عظیم مسلمین ادامه یافته بود الان وضع مسلمین به گونه ای دیگر بود.
اسامی آنهایی را که خواسته بودند در زمین عرفات نوشتیم که البته چون شنی بود خیلی زود پاک می شد و دعا کردم که خدا آنها را بیامرزد و حج نصیبشان کند.
عصر دعای عرفه خوانده شد.دعایی که امام حسین ع در دامنه کوه جبل الرحمه خوانده است وچه عاشقانه وعارفانه با خدای خود راز ونیاز کرده است.
زیارت عاشورا نیزمستحب است بدین معنی که یادآور ناتمام گذشتن حج امام حسین(ع) برای مبارزه با ظالمان زمان می باشد. عرفات به معنای شناخت است و مقدمه ای برای شعر(شعور) می باشد. برای این مرحله مبارزه با شیطان و هوای نفس لازم است. محرم بودن باعث می شود که انسان هر کاری را نتواند انجام دهد. خاراندن سر، یا بدن، کشتن حیوان و غیره.
در چادر عرفات پشه ها بیداد کردند و ما تسلیم آنها شدیم گرچه وقتی آزار برسانند می توان آنها را راند یا کشت.
سپس عازم منی شدیم. حج گزاران پس از غروب افتاب روز نهم به طرف مشعر ومنی حرکت می کنند.برای زنان جایز است که مقدار مختصری در مشعرتوقف کرده وبه منی بروند. ما با اتوبوس آمدیم اما عده ای از دوستان پیاده راه افتادندوما خیلی معطل شدیم(5 ساعت) و آنها هم نتوانسته بودند رمی جمره بکنند و باید امروز برویم.سنگ زدن به جمره ها رمز ونشانه ای ازرمی شیاطین جن وانس است. چادرهای منی بزرگ و تمیزتر از عرفات هستند کولر و برق هم دارند و همه خانم ها در یک چادر قرار دارند.
11/12/82
امروز در منی هستیم.می گویند چون در این سرزمین جبرییل به حضرت ابراهیم می گوید که تمنا وارزویی بکن واز خدا چیزی بخواه انجا را منا نامیدند(بحار ج96 ص271).
برای رمی جمره[3] بعد از نهار رفتیم که پیاده راه زیادی هست درآنجا هم به علت شلوغی به سختی توانستم سنگ بزنم بهر حال قرار شد قربانی را هم انجام بدهند و بعد، از احرام در بیاییم. امشب هم باید در منی بیتوته کنیم.
در این سرزمین قربانی واجب است و افراد باید شتر یا گاو یا گوسفند قربانی کنند که ایرانیها بیشتر گوسفند می کشند(به دلیل فراهم نبودن امکان ذبح بقیه حیوانات).
قربانی کردن نمادی ازقربانی کردن همه چیز در پای خداوند است تا آنجا که ابراهیم علیه السلام فرزندش را قربانی می کند.
اسماعیل(ع) به فرمان خداوند ذبح نشد. اما به گمانم تنها قربانی که واقعاً به قربانگاه رفت و پذیرفته شد ذبیح الله یا امام حسین باشد.
فردا رمی جمرات سه گانه می باشد.وپیاده روی ان طولانی است ونشانگرتلاش انسان برای راندن شیطان .
13/11
عصر زیارت عاشورا خوانده شد و روضه خوان روضه ام البنین مدینه را در اینجا خواند! شب هم نیت بیتوته در منی کردیم. دلم برای حرم خدا تنگ شده است.
14/11
امروز آخرین رمی جمره است و عصر بعد از نماز ظهر باید به مکه برویم، عده ای پیاده
می روند و عده ای با ماشین. صبح مناجات حضرت علی(ع) را یک مداح خواند و در ابتدای آن شعر به طواف کعبه رفتم و من با خودم گفتم: به درون رهم ندادند. که تو در برون چه کردی که درون خانه ایی؟ چه می توان کرد به این همه خودی و منیت ها که به راحتی به درون راهمان نمی دهند.
ذکر امن یجیب را خواندیم و من آن را به نیت امام عصر تکرار کردم.
15/11
بعد از ظهر از منی به سوی مکه آمدیم. در راه از مسیر عرفات و مشعرالحرام گذشتیم. عرفات صحرایی است که معلوم است که درختان آن را تازه زده اند. و چادرهایی که موقت اند. در واقع عرفات صحرا است. در ظاهر هیچ چیز قابل توجهی ندارد، زمین است و آسمان ولی درحقیقت زمینه ای است برای اندیشه وشناخت. گرچه تعداد حجاج و شرایط فعلی چنین فضایی را فراهم نمی کند.
امروز صبح زآود برای انجام طواف و سعی صفا و مروه رفتم. طواف خیلی شلوغ بود ولی چون خیلی دلم برای خانه خدا تنگ شده بود خیلی چسبید.
طواف نساء برای امشب مانده است. دلم می خواهد در مکه بمانم ولی مگر می شود؟ چه باید کرد؟ نمی دانم .
امروز صبح در طواف با ذکر یامن اسمه دواء و ذکره شفا برای بیمارانی که یادم بود دعا کردم.
طواف نساء را دیشب انجام دادیم. تا ساعت 5/2 حرم بودیم. و امروز دوشنبه گروه های ارشاد جلسه دارند و بعد برای طواف وداع به حرم می رویم و امشب یا صبح زود به طرف مدینه حرکت خواهیم کرد.
وداع با حرم خدا خیلی سخت است.
دوست نشسته در نظر،من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر کنم؟
در یک لحظه دیدم(بین خواب و بیداری) که در طبقه بالا بجای آدم ها گاوها طواف
می کنند. پناه می برم به خداوند که شعورشان را وهابیون به بازی گرفته اند.
[1] سعی در طبقه دوم از نظر علمای شیعه اشکال دارد.
[2] عرفات دربیست کیلومتری مکه قرار دارد.
[3] منظور انداختن هفت سنگ کوچک به جمره عقبه می باشد که در اخر منی واقع شده