کتاب تجربه نزدیک به مرگ ونگاه دین اسلام به آن

کتاب تجربه نزدیک  به مرگ ونگاه دین اسلام به آن

نویسنده :فاطمه گرامی

تجربه نزدیک مرگ پدیده‌ای است که در رشته‌های فراروانشناسی * parapsychology، مطالعه می‌شود.

چنین مواردی معمولاً بعد از اینکه فردی مرگش از لحاظ بالینی قطعی شده یا خیلی نزدیک به مرگ است گزارش شده‌است. از این رو آن را تجربه نزدیک به مرگ نامیده اند.

گرچه در تجربه نزدیک به مرگ، مرگ واقعی رخ نمی­دهد اما او پس از بازگشت به این دنیا آنچه را که مشاهده و تجربه کرده است بازگو می­کند. و همه آنها اقرار می­کنند که آنچه دیده­اند با الفاظ این جهان قابل بیان نیستند.

در توضیح مراحل تجربه نزدیک به مرگ می توان این مراحل را ذکر کرد: احساس آرامش یا احساس سر و صدا، تجربه خروج از جسم، تجربه عبور از تونل تاریک،دیدن نوری درخشان یا ملاقات با اشخاص نورانی و مرور زندگی.

فصل های این کتاب عبارتند از:تجربه نزدیک به مرگ چیست؟جداشدن ازجسم ودیدن نور، سقوط در تونل، مرور زندگی، راهنماهاوفرشتگان نگهبان ،مرگ وکما ل، دوزخ وباغ برزخی .

در این کتاب "نگاه دین اسلام "به هریک از این عناوین بررسی شده است.

 

 

موضوع: تجربه دم مرگ( ان. دی.ای)  روح واسلام

ناشر: فانوس کرمان/1392

 

 

زیبایی ونور

زیبایی ونور

 

زیبایی های ان عالم ازجنس نور است:

مومنین ومومنات نور دارند وان نور را با خود از دنیا اورده اند.

لهم اجرهم ونورهم          ایه 19 سوره حدید

 

مومنان صاحب یقین در دریاها واقیانوس های نور غوطه ورند

نور علی نور         ایه 35 سوره نور

تمام نورهای متراکم وشفاف- نوری به روی نور_ مومنین را فرا می گیرد

 

برگرفته از نوشته

سید محمد حسین حسینی طهرانی

ايات معراج ومقام پيامبر

بسمه تعالي
ايات معراج ومقام پيامبر
ثم دني فتدلي .فكان قاب قوسين او ادني .فاوحي الي عبده ما اوحي
8سوره نجم

ايه معراج اوج مرتبه وجودي انسان را در پيامبر نشان مي دهد . وبه تعبير خداونداو انقدر به منبع وحي نزديك مي شود كه انگار باندازه دو نيمه كمان يا نزديكتر است.
اين تعبير نزديكي مادي نيست، بلكه نهايت قرب به صفات پروردگار را مي رساند.
وخداوند انچه را كه بايد به بنده اش وحي كند به او وحي نمود:فاوحي الي عبده ما اوحي.
مقام هيچ پيامبري به اين حد نرسيده واو بجايي مي رسد كه هيچ بنده اي در گذشته و اينده نيز نخواهد رسيد.وبديهي است كه انچه خداوند براي كمال انسان در نظر داشته در اومتحقق شده است.
اين كمال امري وجودي در اين عالم است ونه رسيدن به نعمتهاي خاص در بهشت.(كه البته انهم هست)
او در اين سير وسلوك به عنايت پروردگار به معارفي بي واسطه دست مي يابد(لقد راي من ايات ربه الكبري)كه هيچ انساني را توان دسترسي به ان نيست.
وپيامبر انسان كاملي است كه جانشين خداوند در زمين است اما نه يك خليفه تشريفاتي. تا انجا كه مي تواند هرجه كه خدايي است به انجام برساند.اگر عيسي مرده زنده مي كند يا بنده اي از بندگان خداوند تخت ملكه سبا را براي سليمان مي اورد او هم مي تواند. كه اگر نتواند خلل دركمال انسان است وهدف خداوند ازاين به كمال رسيدن انسان وخدا گونه شدن نا تمام مي ماند.

 

آگاهی پیامبر از باطن

النبي اولي بالمومنين من انفسهم 6 احزاب
پيامبر به مومنين از خودشان نزديكتر وسزاوارتر است.


دوست نزديكتر از من به من است
اين عجبتر كه من از وي دورم

ايا ممكن است كسي چون جان ونفس ديگران باشد ولي ازضمير انها انها بي خبر باشد.اينكه مي گويند پيامبر علاوه بر ظاهر به باطن هم اگاه است همين است.
ما از او دور هستيم وگمان مي كنيم كه او هم از ما بي خبر است.

 

ان كنتم تحبون الله

بسمه تعالي
ايه ديگرايه31 ال عمران است:
قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحبكم الله ويغفر لكم ذنوبكم .
بگو اگر خدا را دوست مي داريد از من پيروي كنيد تا خداوندنيز شما را دوست بداردوگنا هانتان را بيامرزد.
در ايات قبل خداوند مي گويد كه مومنان واقي كافران را به دوستي نمي گيرند وخداوند به انچه دردل دارند اگاه است واگر راست مي گويند وخدارا دوست دارند از پيامبرپيروي كنند تا خداوند انها را دوست بدارد.
شرط خداوند براي دوست داشتن، پيروي از رسول اوست ودر ايه بعدهم دعوت به اطاعت كرده و مي گويد كه:
قل اطيعو الله والرسول فان تولوا فان الله لا يحب الكافرين.
در اينجا به صراحت انها را در صورت عدم اطاعت رسول كافر ناميده است.

 

مقام تبیین وحی

اندر مقام پيامبر در قران كه سلام بر او


يكي از ايات اين است:
وما ينطق عن الهوي.ان هو الا وحي يوحي 3 سوره نجم
وهرگز از روي هواي نفس سخن نمي گويد.انچه مي گويدچيزي جز وحي نيست.
يعني سخنان ديگر او هم از روي هواي نفس نيست كه اگر اينگونه بود با ديگران فرقي نداشت.

 

وبهمين دليل مقام تبيين وحي نیز بر عهده اوست.
وانزلنا اليك الذكرلتبين للناس ما نزل اليهم 44نحل
ما قران را برتو نازل كرديم تاتبيين كني انچه رابرايشان فرستاده شده است.
معناي تبيين با بيان ساده فرق دارد وهمراه با تفسیراست که وظيفه پيامبر است.

 

 

اگر ايه 164 ال عمران را در كنار ايه تبيين بگذاريم.
يتلوا عليهم اياته ويزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمه
ايات پروردگار را بر انها بخواندوانانرا پاك كند وكتاب وحكمت بياموزد.


در اين ايه پيامبر علاوه بر تلاوت ايات وظيفه تعليم كتاب وحكمت را نيز بر عهده دارد.
اگر كتاب را قران بگيريم حكمت چيزي اضافه است.كه بايد انرا در سخنان پيامبر يافت.


وبدون ترديد پيامبربالاترين درك را از قران وايات وحي داشته است.

 

خلق عظيم پيامبر

خلق عظيم پيامبر

در عظمت اين خلق وخو همين بس كه خدايش مي فرمايد:
انك لعلي خلق عظيم 4قلم. كه تو بر بهترين اخلاقي.
پاكيزه وستوده ودر تمامي زمان وزمين وانسان ها بي نظير

وباز اينگونه فرموده كه اين از عنايت ماست :
فبما رحمه من الله لنت لهم 159 ال عمران
كه بنا بر رحمت خداوندي است كه تو با انها نرم خوي ومهرباني
غلظت ورافت بايد در قلب باشد تاجاذبه ودافعه ايجاد كند.برعكس لبخند هاي منافقانه

ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك
اگر خشونت قلبي داشتي از گردت پراكنده مي شدند.
وتو براي جهانيان رحمتي:وما ارسلناك الا رحمه للعالمين.
يكي خليل الله است ويكي كليم الله ويكي روخ الله واو رحمت خداوند براي همه جهانيان.
اي كاش ذره اي از خلق محمدي را به ما هم مي دادند.

 

 

شفاعت پیامبر

از صفات دیگر نبی مکرم شفاعت ایشان است که خدای سبحان فرمود :

ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما؛ اینها آنوقت که گناهی مرتکب می شوند و پشیمان می شوند و در حال توبه قرار می گیرند اگر بیایند نزد تو و در حضور تو استغفار کنند، از خداوند طلب مغفرت کنند و تو هم برای آنها طلب مغفرت کنی، خدا را توبه پذیر و مهربان می یابند» » (نساء/64).

این «جاؤک... و استغفر لهم الرسول» یعنی چه؟ می توانست بگوید: «ولو انهم اذ ظلموا انفسهم استغفروا الله وجدوا الله توابا رحیما». چرا این مسأله که بیایند نزد پیغمبر و پیغمبر هم برای آنها استغفار کند (مطرح شده است؟). این خودش طلب شفاعت است، طلب شفاعت مغفرتی هم هست، چون این، کار بدون اجازه خدا نیست، خدا به پیغمبر اجازه داده است که مردم بیایند پیش او و او هم از خدا مغفرت بخواهد.