شعری از سید محمود توحیدی(ارفع)

سالروز وفات مسعود محمودی است که به اشعار سید محمود توحیدی علاقه داشت.

به یاد ان از دست رفته شعری ازان شاعر را می اورم.

 

زد و رفت

 رندي از كوي خرابات صدايي زد و رفت

رو به صحراي جنون قبله‌نمايي زد و رفت

آي، اي خلوتيان! پا به ركاب اندازيد

چاوش عشق سحرگاه صلايي زد و رفت

چند از قافله پرسي ره معشوق كجاست

بايد اي سوخته‌دل، دل به هوايي زد و رفت

سرّ خلقت به سرانگشت خرد فاش نشد

عقل سرگشته فقط چون و چرايي زد و رفت

واعظ امشب سخن از هول قيامت مي‌گفت

مستي از پنجره لا حولُ ولايي زد و رفت

بود بر منبر ايام بسي چلّه نشين

هر يكي، يك دو سه روزي من و مايي زد و رفت

اي خوش آن دست كه با وعده حبل اللهي

چنگ در تفرقه زلف دوتايي زد و رفت

باز كن پنجره بسته روحم اي عشق

كه از آنجاي توان بال به جايي زد و رفت.