برای امام علی ع
ادامه شعر
نان خشکی که می خوری
تقواست
وقتی برادرت عقیل
از عدالت تو می رنجد
و بیت المال را
که دزدانه مهر زنان کرده اند
باز می ستانی،
معنای دقیق عدالت را
می فهمم
«عثمان بن حنیف»1
هنوز هم در جشن است!
کجاست شمشیر خشم تو
که دیگهای غذا را
به خون بیالاید!
***
شکوه تو برتر ز مرز اندیشه است
و بالاترز حدّ خیال
نام کتاب زندگانی من
پرواز در آسمان خیال توست
تو در تن پرشور آفرینش
خون گرم عدالتی
هفت آسمان
به احترام تو برپاست
و رودها
ز اشتیاق تو جاری
تو در شب سیاه تردید
چشم سگ هار فتنه را
در آوردی
ذوالفقار تو
دو سر داشت
یک سر
عدالت
و دیگر سر،
باز هم عدالت
از دم تیغ تو هر کس گذشت
به دوزخ رفت
تو عین حقیقتی
تو،معیار حقّی
ای به راههای آسمان
آشناتر از راههای زمین!
اهل کدام آسمانی
که اینهمه زلالی؟
ای خاک نشین!ای ابوتراب!
نام تو،شوق پریدن از خاک
نام تو،معنی پرواز است
نام تو را هزار بار می خوانم
و باز می خوانم
و باز می خوانم
نام تو
وزن کلام من است
نام تو
شعر موزونی است
که از خیال و عاطفه سرشار است
شعری فراتر از کلام بشر
شعری رساتر از اعجاز
ای آیه ی بزرگ خداوند!
با تو راه حق
هماره یکی است
و حقیقت
همیشه بی رقیب...
--------------------------------------------------------------------------------
گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان